خودشناسی بخش دوم

خودشناسی (بخش دوم_توصیف خودشناسی)

هرچیزی را اگر بدون شناخت کامل از آن استفاده کنیم، حتماً بالأخره یکجایی به ما آسیب میزند، چه رسد به قدرتمندترین مخلوق یعنی انسان.یکی از بزرگترین سؤالات بشر این است : هدف من چیست؟ برای چه زنده‌ام؟ تنها با خودشناسی است که به پاسخ این سؤال می‌رسیم. خودشناسی همه چیز است . خودشناسی، کشف کارکرد ذهن و مغز است . شما چگونه به یک وسیله مسلط میشوید؟ با شناخت کامل آن غیر از این است؟ بارها در غم رها شده و شکسته‌ایم بارها در عجله آسیب دیده‌ایم بارها شکست عاطفی خورده‌ایم بارها به میزان های مختلف تلخی چشیده‌ایم کم آورده‌ایم گم شده‌ایم خسته شده‌ایم و حتی بارها مُرده‌ایم چرا؟ چون بر خودمان مسلط نبودیم چون در ذهن ما، مسئله‌ای ایجاد شده و ما تماماً درگیر آن شده‌ایم یا مثلاً اتفاقی برایمان افتاده و ما در احساسات ناشی از آن اتفاق، غرق شدیم و فکر کردیم زندگی همین است دیگر از ابتدا همین بوده این اشتباه ماست .

ما بنده و برده هیچ کس و هیچ چیزی جز خداوند نیستیم. خوب دقت کنید: اگر غرق غم شدیم، یعنی غم ما را به بردگی و اسارت خود گرفته است اگر درگیر حسادت و خشم شدیم هم همینطور در اصل، ذهن ما شده ارباب ما و ما برده و بنده ذهن خودیم. یعنی: در هر لحظه از زندگی، هر حسی را که ذهن صلاح بداند، در کل وجود ما پخش میکند و ما فرمانبردار، می‌پذیریم این بود آن آزادی که خداوند میگفت؟ من انسان را آزاد آفریدم، این است؟ کدام آزادی؟ آزادی یعنی من، حق انتخاب شادی و غم دارم حق دارم انتخاب کنم، که خشمگین شوم یا خونسرد بمانم حق دارم انتخاب کنم، که مغرور باشم در مقابل کسی یا فروتن اما کو آن حق انتخاب ما؟ آیا نمی‌اندیشید؟؟ (آیه‌ای است از قرآن) همه چیز در دنیا وجود دارد هــــــمـــــــه چیــــز خیر و شر بدی و خوبی مهربانی و خشم خنده و گریه به هر مقداری، کم یا زیاد آیا تاکنون انتخاب کننده بودید یا ناخودآگاه به شما تحمیل شده؟ هر چیزی را اگر بدون شناخت کامل از آن استفاده کنیم، حتما یکجایی بالأخره به ما آسیب خواهد زد. چه رسد به قدرتمندترین مخلوق، یعنی انسان.

دستگاه انسان

ما با شناخت کافی از خود، هستی را نیز خواهیم شناخت خدارا نیز لمس خواهیم کرد، احساسش خواهیم کرد خودشناسی یعنی معنای زیستن سراسر عشق است و امید چون همانگونه که خداوند شکست‌ناپذیر است، انسان هم در نوبه خود مقاوم، شکست‌ناپذیر و جاودانه است کافی است خود را بشناسیم تا مسیر جاودانگی مثبت خود را ببینیم ما با خودشناسی شکوفا میشویم تازه‌تازه از زندگی لذت میبریم شاید همین الان یا هر از گاهی، در اعماق وجودمان بگوییم: من خودم را میشناسم اما دوستان خوبم این بازی ذهن است چون ذهن ما اگر بپذیرد که نمیداند و نمیشناسد، حس پوچی و ضعف را ایجاد میکند و ما هم چون از این احساسات فراری هستیم، ناخودآگاه میپذیریم که بعععععله، خودمان را می‌شناسیم. ما برای دلخوشی و حس نکردن ضعف، خودمان را به خواب می‌زنیم.

هیچ کدام ما نمیتوانیم بگوییم خودمان را به طور کامل می‌شناسیم. چرا؟ چون روح الهی در وجود ماست. خدا را که نمی‌توان کامل شناخت، پس ما نیز هیچ وقت خود را تماماً نمیتوانیم بشناسیم. اما با همان درصدی که شناختیم و برایمان آشکار شده، متفاوت‌تر و قوی‌تر زندگی می‌کنیم. حداقل منفعت خودشناسی این است: دیگر هیچ توفانی، حتی شاخه‌هایمان را نمیلرزاند خودشناسی، زمینه ساز تحولات و تکامل فرهنگ انسان است و تمام نظریات علمی، دینی و فلسفی، در صورتی برای انسان مفید است که او را به شناخت بهتر از خود برساند.

شهید مطهری هم در رابطه با خودشناسی معتقد بود: {اساساً تکامل اجتماعی، در مرحله بعد از تکامل افراد است} خوب دقت کنید: حُسن روابط با دیگران، از نتایج حُسن رابطه با خود است و اساساً اهمیت خودشناسی، به سبب نتایج آن است اخلاق، زائیده خودشناسی است و بر محور آن دور میزند تا زمانی که یک فرد به طور حقیقی خود را نشناسد، برایش تحمل عدالت سنگین است و همزیستی و ارتباط موثر با هم‌نوعان و ارتباط با جهان هستی برایش امکان‌پذیر نخواهد بود. در خود شناسی حقیقی انسان به این حقیقت می رسد که هیچ چیزی بر او حاکم نیست همانگونه که خداوند در قرآن فرموده: {هیچ قدرتی توانایی مسلط شدن بر انسان را ندارد، مگر این که خود انسان عمیقاً بپذیرد} بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که با خودشناسی حقیقی متوجه می شویم مسئولیت هر گونه رفتار و کرداری بر عهده خود ماست و سرنوشت و تقدیر ما، در دستان خود ماست.

انسان بدون شناخت خوب از خود و دریافتن راز و رمز وجودی خود، حتی تا پایان دوره حیات دنیوی خود، قدم از قدم برنداشته و یک کتاب نانوشته خواهد ماند. متأسفانه انسان امروزی بیش از پیش با خود غریبه است . اگر کسی خود را نشناسد و از عیب‌ها و ضعف‌هایش، توانمندی‌ها و استعدادهای بالقوه خودش آگاهی نداشته باشد، هرگز به کمال انسانی خودش راه نمی یابد. حضرت امام علی(ع) در اهمیت خودشناسی فرموده اند: {بهترین شناخت، خودشناسی است و خودشناسی، سودمندترین شناخت هاست} سقراط، که حدود دو هزار و پانصد سال پیش می‌زیسته، در زمینه خودشناسی می‌گوید: {بیهوده در شناخت موجودات خشک و بی روح رنج مبر بلکه خودت را بشناس، که شناخت درست خودت بالاتر از شناخت اسرار طبیعت است} حتی گاندی هم معتقد بود: {من بسیاری از کتب عرفانی و مذهبی را مطالعه کردم؛ کتاب هایی که سعی داشتند بهزیستی را آموزش دهند و . به سه اصل مهم پی بردم :

اول اینکه در این عالم، برای رسیدن به حقیقت تنها یک راه وجود دارد و آن شناخت دقیق خود است.

دوم، هر که خود را شناخت خالق را هم می‌شناسد.

سوم، فقط یک قدرت و یک آزادی و یک عدالت واقعی وجود دارد و آن: قدرت تسلط بر خویشتن و آزاد شدن نفس از هر کس و هر چیز دیگر و رسیدن به اعتدال در وجود خویشتن . است}

برای همین است که پیامبر خدا و معصومین ما معتقد بودند: {بزرگترین جهاد انسان، جهاد با نفس است} چون با خودشناسی است که درمی‌یابیم نفس انسان چقدر سرکش و قدرتمند است و آنجاست که به جنگ با آن برمی‌خیزیم. اگر دقت کنید متوجه میشوید که از خداوند گرفته تا پیامبران و امامان و دانشمندان نامدار، همه از اهمیت خودشناسی بسیار گفته‌اند. پس عقل سلیم باید بپذیرد که حتماً در آن چیزی است، خیریتی است، حقیقت دارد و احتمالا راهگشاست و این سوال برای شما مطرح میشود که خب چگونه به خودشناسی برسیم؟ باید چه کار کنیم؟

مقالات مرتبط …

خودشناسی بخش سوم

خودشناسی بخش سوم

راه رسیدن به خودشناسی ما باید به خوبی درون خود را نظاره کنیم، جهت دلمان را بنگریم و تمایلات و علایق روحی و جسمی خود را...

خودشناسی

خودشناسی

خودشناسی دنیا یک پازل است و هرکدام ازما تکه‌ای از این پازل،هر کدام از ما جایگاه مخصوص به خود را در دنیا داریم.خیلی از...