خودشناسی
دنیا یک پازل است و هرکدام ازما تکهای از این پازل،هر کدام از ما جایگاه مخصوص به خود را در دنیا داریم.خیلی از جوانان برای آشنایی با زیبایی های طبیعت به کوهنوردی،جاهای دور و نزدیک،دریا و جنگل و حتی کشورهای دیگر سفر میکنند و خودشان را به زحمتی فراوان میاندازند.فقط برای آشنایی با محیط و فرهنگی دیگر و برای آرامش خاطر خود،برای تجربه ای نو،برای بزرگتر شدن خود،ولی مهمتر از این گردشها،این است که به سفری در درون خود برویم.خوب دقت کنید.سرسری مطالعه نکنید.ما باید به سفری در درون خود برویم و بدانیم که پی بردن به اسرار وجود خودمان (اسرار وجود انسان) اهمیت بسیار بیشتری از شناخت رازهای جهان دارد.اولین و پرفایده ترین دانستنی برای انسان،شناخت خود است. شناخت انسان است.
ما انسان ها به خود فراموشی رسیده ایم و این انحراف بزرگی است.به جای اینکه ابتدا خودمان را بشناسیم،که کیستیم و چگونه کار میکنیم؛سراغ جهان رفته ایم تا از چیستی جهان مطلع شویم.انسان امروزی،حتی کره ماه و خورشید را بهتر از خود شخصش میشناسد.توجه کنید:به صورت کلان،فرهنگ و تمدن هر ملتی،از نوع نگاه انسان تاثیر میپذیرد.در صورتی که بشر،در خود شناسی و انسان شناسی،دچار انحراف شود و از شناخت حقیقت خود باز ماند،در ساخت و ساز فرهنگ و تمدن جامعه خویش نیز،دچار انحراف و سردرگمی خواهد شد.در کتابی به نام “انسان موجودی ناشناخته” نظریه ای است که شاهد خوبی برای بحث فعلی ماست.{بدبختانه در تمدن صنعتی،شناخت انسان،مورد توجه قرار نگرفته است و برنامه زندگی انسان،بر وفق ساختمان.طبیعی و فطری او،پایه گذاری نشده است و برای همین است که انسان به رستگاری نمیرسد.}
الکسین کارل (فیزیولوژیست و زیست شناس) که در غرب شهرت خوبی دارد ، معتقد است” :در ایجاد وسایل راحتی و سرعت در کار و تهیه ابزارهای زندگی ، پیشرفت فراوان کرده ایم ، ولی به هیچ وجه خود . را نشناخته ایم … آری … به هیچ وجه در حقیقت از خود غافل شده ایم در نتیجه ، پیشرفت های علمی ، نتوانسته است ما را سعادتمند کند و حتی اگر به دقت توجه کنید درمی یابید که درعوض اضطراب ها و نگرانی هایمان بیشتر شده است”تقریبا همه چیز از شناخت خودمان (شناخت انسان) و موقعیتمان در جهان هستی شروع میشود.انسان تا با خودش آشنا نشود، از کاراییهای خود، استعدادهای بی نهایت و ارزش فوقالعاده خود آگاه نگردد، شکوفا نمیشود و خط سیر درستی را در زندگی نخواهد داشت.اینجاست که خودشناسی مهم میشود.خودشناسی ، آگاهی نسبت به خویشتن است ،خودشناسی یعنی درک رابطه ما با جهان،یعنی درک رابطه ما ، با منبعی که جهان از او خلق شده،یعنی درک رابطه بین ما انسان ها ، و سیستمی که جهان بر اساس آن کار میکند،یعنی درک ما از سخت افزارها و نرم افزارهای خودمان هستی و درک و شناخت طراح این سخت افزارها و نرم افزارها آگاهی از کلیت و رسیدن به جزء و دوباره از جزء به کل رسیدن بدون شک ، انسان ، اعجوبه عالم هستی است.
حضرت امام علی (ع)، قرن ها پیش فرموده اند” :انسان، جرم کوچکی از عالم هستی است؛ چرا که جهانی بزرگ در وجود او نهفته است.”تا انسان به شناخت این جهان بزرگ درون خویش نرسد، نمیتواند درک درستی از زندگی اجتماعیاش داشته باشد. نمیتواند با دیگر اجزای هستی رابطه برقرار کند و حتی نمیتواند با سازنده کل، یعنی خداوند، ارتباط داشته باشد.شبکه های ارتباطی، در وجود ما نهفته است و پنهانما با سفر به دنیای درون خود، شبکه های ارتباطی را مییابیم و تازه تازه با دنیای بیرون، میتوانیم ارتباطی موثر و درست برقرار کنیم.خداوند طراح ماست و آگاه از دنیای درون و بیرون مابه شدت در کتب مختلف و از طریق انبیاء، سعی کرده به ما بفهماند که :ای انسان، خودت را کشف کن؛ من راهنماییات خواهم کرد.برایت مربی فرستادم.کتاب نازل کردم.همه و همه به این دلیل، که تو، از خودت آگاه شوی.بفهمی خودت را…و به محض فهمیدن، راه سعادتت و کمالت را بشناسی.مخصوصا قرآن، به شدت کوشاست که انسان “خود” را کشف کند.
این “خود” خود شناسنامه ای نیست که مثلا اسممان چیست؟ در چه سالی متولد شدیم؟ کدام قاره؟ کدام ماه؟نه اصلا…این “خود” همان چیزی است که “روح” نامیده میشود.و با شناخت این “خود” است که انسان، سختافزارهای جسم را میبیند، نرم افزارهای نصب شده روی جسم را تشخیص میدهد و حتی فراتر از جسم و نیازها و دنیا را میبیند.این همان “خود” بزرگی است که بر آن سجده شده…ما بزرگتر از آنیم که حتی میتوانیم تصور کنیم.هیچ موضوعی برای انسان به اهمیت خودشناسی نیست.طوری که حتی حضرت امام سجاد(ع) در دعاهایشان خطاب به خداوند میفرمایند”:خداوندا، ما را از کسانی قرار ده که خود را شناختند.”ادریس (پیامبر خدا) خطاب به ما انسانها فرموده اند”:هر که آفریده را شناخت، آفریدگار را شناخت.”
حضرت امام علی(ع) بارها فرمودهاند”:کسی که خود را نشناسد و به خویش نادان باشد، به همه چیز نادان است و هر که موفق به خودشناسی شود، به بزرگترین پیروزی دست یافته است.”ما با شناخت خود، به بزرگترین و قویترین دشمن انسان (ابلیس) نیز شناخت پیدا میکنیم.خودشناسی یعنی:آگاه شدن از خصوصیات ذاتی، تحملها، محدودیتها، تواناییها، ضعفها، علایق، ترسها، خواستهها . . و آرزوهای خود است.خودشناسی یعنی:رفتارها یا عکس العملهایی که در برابر اتفاقات زندگیمان از خود بروز میدهیم یا نگرشی که درباره دلایل . اتفاقات یا شیوه به وجود آمدنشان داریم.خودشناسی یعنی:درک انرژی افکار و باورهایمان. درک فرکانسی که این افکار و باورها، به شخص ما و محیط ساطع میکنند.این فرکانسها هستند که از طریق روح ما به محیط ارسال میشود و شرایط دلخواه یا شرایط نامناسبی را برای ما فراهم میکنند.خودشناسی یعنی تلاش برای کنترل ذهن و مسلط شدن به ذهن و افکارحالا برای چه اصلا باید خودمان را بشناسیم؟مگر از خودشناسی به چه چیزی می رسیم؟خودشناسی مقدمه چیست؟
اولاً یک منظور از خودشناسی این است که اگر خودمان را بشناسیم، به مهمترین مسئلهای که برای بشر مطرح است (راز اصلی جهان) یعنی خداوند، پی میبریم.ثانیا اینکه باید به خودشناسی برسیم تا بدانیم در زندگی و در جهان چه باید بکنیم؟ چگونه باید رفتار بکنیم؟ انسان از طریق خودشناسی به ابعاد وجودی خود پی میبرد مجموعه ای از گرایشها و تواناییها را در خود میبیند و میشناسد دنیا یک پازل است و هر کدام از ما تکهای از این پازل تمامی مجموعههای دنیا (سخت افزارها) با نظمی خاص به هم ربط پیدا میکنند.پس جا دارد هر کسی جهت پیدا کردن هویت خود، به دور از چشم و هم چشمیها، درون خود را بشکافد و ماهیت منحصر به فرد خود را کشف نماید.
وقتی خداوند به این اندازه برای هر انسانی وقت گذاشته که اثر انگشت متفاوتی نسبت به سایرین داشته باشد، حتما در درون هر فردی هم توانایی و استعداد مخصوص به او را پنهان کرده که تنها از طریق سفر به درون خود به آن پی میبریم و نسبت به دیگران متمایز میشویم هر کدام از ما قدرتی در درون خود داریم اینکه ما به دیگران و جایگاه آنان در زندگی نگاه میکنیم و از آنان الگوبرداری میکنیم و میخواهیم به همان جایی که آنها رسیدهاند برسیم، اوج ناپختگی و جهالت ما را میرساند.مگر میشود تکه ای از پازل، در قسمتهای دیگری از پازل به جز جایگاه واقعی خودش قرار بگیرد و خوش بدرخشد؟؟
هر کدام از ما جایگاه مخصوص به خود را در دنیا داریم که گاهاً در ظاهر کمی شبیه به جایگاه بعضی دیگر است، اما در باطن بسیار تفاوتها دارد.طبق نظریه ویلفردو پارتو (اقتصاددان و فیلسوف ایتالیایی) هشتاد درصد انسانها، روز را شب و شب را روز میکنند. آمار نشان داده تعداد این انسانها در جامعه ما نیز کم نیست این انسانها فکر میکنند خودشان را به خوبی شناختند همه استعدادها و تواناییهای خود را به خوبی میشناسند و اگر مشکلی در زندگیشان است، تقصیر عامل دیگری است اگر پیشرفت نمیکنند چون شرایط برایشان مهیا نیست اما اینطور نیست هر کسی را بهر کاری ساختند اولین سوال من از شما این است:شما را بهر چه کاری ساختند؟


