باورشناسی بخش سوم
باورهای ما، با “تـلـقـیـن” هم رابطهی مستقیم دارند.
“تـلـقـیـن” فرآیندی قدرتمند و روانشناختی است؛ که به کمکِ آن، یک شخصی، افکار، احساسات، رفتار و نگرشِ خود یا دیگران را هدایت میکند. سخنرانان انگیزشی، از فَن، و قدرت تلقین استفاده میکنند تا باوری را در مخاطبان خود ایجاد نمایند. منظور از تلقین، باوراندن اندیشهای است. القای حرف یا عملی به مخاطب به قصدِ تفهیم است. در اصل، تلقین، کانونی کردنِ ذهن است، فقط و فقط بر روی یک موضوعِ ویژه. دکتر امیل کوئه (روانشناس و داروساز فرانسوی) کسی بود که تلقین را کشف کرد. او در داروخانه مشغول کار بود که یکی از بیمارانش با شکایت از این که داروهایش اثری نداشته و باعث بهبودی بیماریاش نشده است وارد شد. در آن لحظه به ذهن دکتر کوئه رسید که قرصهای قبلی را بگیرد و همان قرصها را با رنگ و کپسول جدید به بیمار بدهد. در زمان ارائه به او گفت که این قرص، تازه به دست او رسیده و بیماران زیادی را بهبود بخشیده و مطمئن باش که برای تو هم مؤثر است. بعد از چند روز، شخص به سراغ دکتر کوئه آمد و از او بابت دارو تشکر کرد که توانسته است حال او را خوب کند.
دکتر کوئه از این قضیه که این فرد با همان داروی قبلی، که تأثیری نداشته بهبود یافته، متعجب شد و برای اطمینان، هر دو دارو را آزمایش کرد. در این وضعیت او کشف کرد که “حرفهای او” توانسته به شخص القا کند که این بهترین داروی موجود است که تأثیر زیادی دارد. اینجا بود که اولین جرقهی کشفِ تلقین زده شد. اما قضیه به همینجا ختم نشد. يك روزپسر 13 سالهی دکتر کوئه، دير از خواب بيدار میشود و بدين جهت مورد سرزنش و برخورد شديد پدر قرار میگيرد. عصر آن روز وقتی پسر كوئه از مدرسه به خانه بر میگردد، کوئه متوجه میشود كه هنوز اثر صحبتهای صبح، در چهرهی پسر مشخص است. مدتی بعد، مجدد اين ماجرا تكرار شد؛ تا اين كه جرقهای دیگر در ذهن كوئه پديد آمد. او از خود اين سؤال را پرسيد كه چرا اثر تنبيه يا تشويق، از صبح تا عصرِ همان روز باقی میماند؟ وی پس از تحقيق و آزمايش بسيار در اين خصوص به اين نتيجه رسيد كه انسانها 10 الی 15 دقيقه بعد از خواب و به همين مقدار قبل از خوابرفتن، در شرايطي قرار میگيرند كه هر نوع فكر، حرف و تصويری را كه در رويا يا واقعيت با آن مواجه شوند در طول روز عيناً برای خود شبيهسازی میكنند. و از این نقطه به بعد، دکتر کوئه، به صورت کاملاً جدی مسئله را پی گرفت و مفهوم “تـلـقـیـن” کشف شد. اگر قرار باشد خیلی ساده تلقین را معنی کنیم، تلقین، یک سری افکار و قضاوتهاست، که برای ذهنِ ما تعیین و تکلیف میکنند.
“تـلـقـیـن” تـوجـهِ تـمـرکـز یـافـتـه اسـت. نویسندگانِ قرن نوزدهم (در زمینهی روانشناسی) همچون ویلیام جیمز، کلماتی مثل suggestion (وانمودکردن) را در معنایی نزدیک به واژهی تلقین استفاده کردهاند. مترادف تلقین در فارسی عبارت است از: القا، فهماندن، وادار نمودن هر انسانی در زندگی، با مشاهدهی اطرافیان و یا تأثیر گرفتن از رسانه، سیستم آموزشی و… یکسری باورهایی را در ذهنش پرورش میدهد و این باورها به مرور زمان برای آنها به الگوهای ذهنی تبدیل میشود. این الگوهای ذهنی مسیر زندگی فرد را همیشه کنترل میکنند. به طرز کار یک ترموستات دقت کنید. المنتهای آهنی، شروع به گرم شدن میکند و هنگامی که به درجهی معینی برسد، پایههای ترموستات باز شده و اجازه نمیدهد دما از حد معین شده بالاتر برود و همچنین وقتی دما شروع به سرد شدن میکند، پایههای ترموستات به هم میچسبد. در حقیقت، ترموستات وسیلهای است که همیشه دما را در یک درجه حرارت معین و ثابت نگه میدارد. این درجه حرارت را شما در تنظیمات ترموستات ثبت میکنید. ذهن نیز دقیقاً طرزکاری شبیه به ترموستات دارد.
همانطور که شما درجه حرارت خاصی را در تنظیمات ترموستات ثبت می کنید، الگوهای ذهنی نیز همانند همین درجه حرارت ثبت شده، توسط خود شما در ذهنتان ثبت شده است، که زندگی شما را در یک حالت ثابت نگه میدارند. فردی که غمگین است و الگوهای ذهنی غم بر او مسلط باشد، هنگامی که اتفاقات شاد و مثبت برای او رخ بدهد، ذهن او به مانند یک ترموستات عمل می کند و میگوید: نه!!! این مقدار اتفاقات خوب و شاد عادی نیست. این خوشیها ناپایدار هستند. باز هم مثل همیشه یک اتفاق بد، همه چیز را خراب خواهد کرد. ذهنِ این فرد، ناخودآگاه این باور را القا میکند که باید اتفاق بدی بیوفتد و من نباید انقدر شاد باشم.
آنقدر ذهن، به این حالتِ ذهنی “تـوجـه” میکند، این باور را “تـکـرار” میکند، که نهایتاً همانطور که انتظار داشت، اتفاق بدی را به خود جذب می کند. در این وضعیت، در یک حالت تعادل ذهنی که با باورهای او همسان است قرار میگیرد و فرد باخود میگوید: “دیدی درست حدس میزدم” تمام اتفاقاتی که مدام در زندگی ما تکرار میشوند و شرایط زندگی ما چه خوب و چه بد را رقم میزنند، ناشی از باورهایی است که تبدیل به الگوهای ذهنی شدهاند. لازم به ذکر است که همیشه الگوهای ذهنی، منفی نیستند. بسیاری از آدمها ذهنشان مثبت برنامهریزی شده است. آنچه به عنوان تلقین میشناسیم، همان برنامهریزی ذهنی است.
اگر بارها به خود تلقین کنیم که فردی خلاق هستیم و به خلاقیتهایی که در طول زندگی از خود بروز دادهایم، مدام توجه کنیم، این برنامهریزی در ذهن ما جای میگیرد و موجب میشود کمکم این خصلت در ما ایجاد شود. درک این موضوعِ مهم و نحوهی تغییر آن، برای موفقیت بسیار ضروری است. زیرا هر آنچه هستیم نتیجهی همین برنامهریزی ذهنی ماست. زمانی که ذهن در مدت مدیدی، بر روی یک موضوعی متمرکز شود، آن موضوع به تدریج جنبهی واقعی پیدا میکند. دکتر کوئه نیز معتقد بود، هر باور و عقیدهای که تمام فضای ذهن را در برگیرد، به تدریج برای آن فرد به صورت حقیقت درمیآید. امروزه همهی انسانها، همواره در محاصرهی تلقینهای مختلف قرار دارند. بنابراین هر صدا، منظره و یا هر نوع تحریک دیگری که تجربه میشود، اول آخر اثری از آن در انسان باقی میماند و در آینده، تبدیل به انگیزهای میشود.
“تـلـقـیـن” استقبال از فکری است که با “پـذیـرشِ” ما همراه باشد. حال، انواع مختلفی از تلقین داریم (که اینها را با اشتیاقِ مثبت یا منفی میپذیریم که در ذهنمان باشند) که شاید نه در آن لحظه، اما احتمالاً در آینده اثرش را خواهیم دید.
انواع تلقین
تلقین کلامی
در این نوع تلقین فرد با خودش (با صدای بلند) صحبت میکند و چیزی را که به آن باور دارد را به صورت کلامی ادا میکند. یا این که به طور مداوم در مکالمات روزانهی خود آن را نشان میدهد.
تلقین فکری
تلقین فکری به طوری است که فرد، چیزی را که “مـیخـواهـد” در ذهنش نگه میدارد و به آن “تـوجـه” میکند. در این حالت، قدرت ذهنی او همراه تلقینش میشود و آن را به واقعیت تبدیل میکند.
تلقین شنیداری
تلقین شنیداری نوعی است که با شنیدن حرف دیگران اتفاق میافتد. در این تلقین وقتی کسی حرفی را میزند، سمت و سوی انگیزه فرد را جهت میدهد و آن را تبدیل به محرک میکند.
تلقین دیداری
در اینجا شخص با چیزهایی که میبیند، به خود یا دیگری تلقین میکند که او هم میتواند آن کار را انجام دهد، یا این که نمیتواند انجام دهد.
تلقین نوشتاری
در تلقین نوشتاری، فرد چیزی را که میخواهد به خودش یا دیگران تلقین کند را، روی یک کاغد مینویسد و این کار را بارها انجام میدهد تا انگیزهی او با تلقینش همسو شود. مثالی برایتان میزنم تا ببینید تلقین دادنِ به افراد، گاهی تا چه حد میتواند مرگبار و خطرناک باشد. یک سایت عربی با انتشار خبری، ادعای اعدام به روشِ تلقین به فردِ اعدامی را، به عنوان تازهترین روش اعدام در جهان معرفی کرد. به گزارش العالم، تارنمای شام تایمز نوشت که “یک پزشک با راضی کردن خانواده فرد اعدامی و مجوز مقامهای مسئول، روش جنجال برانگیز اعدام از طریق تلقین را اجرا کرد که موفقیت آمیز بود”
شام تایمز نوشت: این پزشک با هماهنگی دادگاه عالی و حضور گروهی از دانشمندانِ علاقهمند به آزمایشهایش، یکی از افرادِ مجرمِ محکومِ به اعدام را، روی تخت خواباند و با او به توافق رسید، تا با تخلیهی خونش برای انجام تحقیقات او را اعدام کند. (یعنی میخواهد تمام خون او را خالی کند) برای این اقدام، پزشک، چشم مرد محکوم را بست و دو لولهی بلند به بدن او وصل کرد که از قلب تا دستانش ادامه داشت؛ پزشک پس از تظاهر به زدن رگها و وصلکردن لولهها به بدن اعدامی، از درون لولهها آب ولرم با دمای مساوی بدن به جریان انداخت. به گونهای که مرد اعدامی تصور کند خون او اکنون به جریان افتاده و در حال تخلیه است و به ظرفی واریز میشود که در فاصلهای از تخت قرار داشت و صدای ریختن قطرات آن به وضوح شنیده میشد. پژوهشگران چند دقیقه بعد ملاحظه کردند که جسم فرد محکوم به اعدام رو به ضعف نهاده و رنگ او به زردی میگراید. پس از ساعاتی، وقتی برای گرفتن ضربان قلب از فرد اعدامی اقدام کردند، در کمال ناباوری او را مرده یافتند.
پزشکان اعتقاد دارند به دلیل صدا و تصویر ذهنی و تلقین نزدیک و حتمی، این اعدامی بدون حتی از دست دادن یک قطره خون جانش را از دست داد. این رویداد نشان داد که عقل بر اساس یک ذهنیت حتمی و یقینیِ کاملاً همانندِ یک واقعیت، به تمامی اعضای جسم دستور میدهد تا از فعالیت بازایستند. این است قدرت تلقین. همچنین تحقیقات نشان داده است که اگر انسانی آموزش ندیده باشد، به صورت پیشفرض، فکرها و القائات منفی در ذهن او ایجاد میشوند. و این فکرها و القائات، دقیقاً مثل تلقین عمل میکنند.
چیزی که خـداونـد صدها سال پیش، در کتاب مقدس و راهنمای ما انسانها، یعنی “قـرآن” کاملاً روشن به آن اشاره کرده است. فرموده:
“ذهـن انـسـان بـه بـدی تـمـایـل دارد“
و امروزه روز، تازه بشر با این همه پشتکار و تجهیزات، ناخواسته به تفسیر این آیه رسیده است. آنچه به عنوان عامل درونی یا بیرونی، زمینهساز مجموعه رفتارهای فرد شده و نقش محوری و تعیینکننده پیدا میکند، تلقینهایی است که از ناحیهی خود فرد یا جامعه، به ذهنِ او وارد شده است. حتی خـداونـد هم از این تکنیک استفاده نموده است. در قـرآن بعضی از مطالب زیاد تکرار شده است، که این تکرار علاوه بر فواید دیگر، یک نوع تلقین و زمینهی رشد ماست. واژه “الله” و “اله” که ۲۰۸ بار در قـرآن تکرار شده است.
جمله “ان الله علی کل شیء قدیر” یعنی: خـداونـد بـر هـر چـیـز تـوانـاسـت و اینکه خـدا “قدیر” است ۴۵ بار در قـرآن آمده است. در سوره “الرحمن” ۳۱ بار جملهی “فبای آلاء ربکما تکذبان” یعنی: پس کدامین نعمتهای پـروردگارتان را تکذیب میکنید؟، تکرار شده است. در سوره “مرسلات” این آیه ۱۰ بار تکرار شده است “ویل یومئذ للمکذبین” یعنی: وای در آن روز (قیامت) بر تکذیب کنندگان. همچنین این جمله در آیه ۱۱ “طور” و آیه ۱۰ “مطففین” نیز آمده است. این تکرارها بیشتر جنبهی تلقینی دارد تا گوش جان ما، این امور را مکرر در مکرر بشنود و این مطالب در اعماق جان، نقش ببندد.
یا مثلاً این آیه:
“پیش خودت، پرورگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس و با صدایى آهسته، یاد کن“ این آیه همچنین کیفیت و شیوهی به کارگیرى لحن را طوری که بیشترین تأثیر را بر نفس داشته باشد، تبیین میکند؛ لحنى که خشیت دل را به همراه داشته باشد. یا این آیه در سورهی توبه:
“غمگین و متأثّر مباش، و بخود تلقین کن که خـداونـد متعال مرا کافی است، و بجز او برای عوالم و موجودات، معبود و پروردگارى نیست، و من همه امور خود را به او واگذار مىکنم، و او پـروردگار و تربیتکنندهی همهی موجودات است“ از امـیـرالـمـؤمـنـیـن عــلــــی(ع) در اینباره سخنی دلنشین چنین نقل شده است:
“اگر بردبار نیستی، پس خود را بردبار جلوه ده؛ زیرا اندک پیش میآید کسی خود را به گروهی شبیه سازد و جزء آنها نشود“ سخن حضرت، آثار تلقین را بر اعضا وجوارح میرساند. اگر از تأثیر باور بر زندگیتان باخبر شوید و بدانید که اساس اصلی قانون جذب، باور است هر چه زودتر به دنبال راههایی برای تغییر باورهای غلط و یا همان منفی خود میروید، همینطور به دنبال راههایی برای چگونگی شکلگیری باورهای درست یا همان مثبت میافتید. باورهای هر انسان به او میگویند که او چگونه انسانی است.
مثلاً اگر شما باور دارید که انسان ترسویی هستید پس در واقعیت هم کارهایتان را همیشه با ترس و استرس انجام میدهید، یا حتی احتمال دارد که انجام ندهید، ولی اگر باور دارید که انسان شجاعی هستید پس در واقعیت هم کارهایتان را همیشه با شجاعت و با اعتمادبهنفس انجام میدهید. حالا که به اهمیت تلقین در زندگی پی بردیم، لطفاً کمی به جملاتی که روزانه به خود میگویید دقت کنید. مخصوصاً اگر کودکی در خانه شما زندگی میکند، جملاتی مثبت به او بگویید. حتی اگر اشتباهی میکند او را با جملات منفی تنبیه نکنید. برای اینکه به مرور استفاده از جملات مثبت را بیاموزید این تمرین را انجام دهید: هر وقت که از جملات منفی استفاده کردید، آنها را یادداشت کنید. در مقابلِ هر کدام از جملات منفی، مثبتِ همان جمله را بنویسید و چند بار آن را تکرار کنید. حتماً قبل از خواب جملات مثبتی را که نوشتید با خود تکرار کنید، تا این جملات مثبت در ضمیر ناخودآگاه شما، جایگزین جملات منفی که سالها به خود گفتهاید بشوند و بتوانید روند زندگی خود را تغییر دهید.
باورها میتوانند واقعیتی که از جهان تجربه میکنیم را بهکل، تحریف کرده و تغییر دهند. مثلاً انسانی که باور دارد همهی انسانها خائن هستند، وقتی در جامعه قدم میزند، تمام جهان را طور دیگری میبیند. انسانها باورهایشان را میسازند، نه لزوماً به این خاطر که به آنها عمیقاً باور دارند، بلکه به این خاطر که باورهای مذکور، میتوانند آرامش و تعادل ذهنی و روحیشان را بهخوبی تأمین کنند. یکی از مهمترین مراحل، برای اینکه حقیقت جهان را دقیقاً همانطور که هست دریابید، این است که همهی باورها و تعصبات اضافی را نسبت به افراد و چیزهای موجود در جهان کنار بگذارید. برای تقویت باورهای ذهنی، باید بتوانید آنها را حکاکی کنید. روانشناسان معتقد هستند که شما میتوانید باورهای خود را بر روی ذهنتان نقش ببندید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که باورهایتان را مرتب برای خود “تـکـرار و یـادآوری” کنید. بعد از مدتی این باورها در ذهنتان نقش میبندد و اصطلاحاً، حکاکی میشود؛ به این ترتیب برای همیشه ماندگار خواهد شد. برای تغییر دادن باورهایتان میتوانید از روشهای بسیاری استفاده کنید.
روشهایی مانند: استفاده از عکس میتوانید اطراف خود را با عکسهایی پر کنید که مایل هستید به آنها دست پیدا کنید. اینکه عکسها بهطور مداوم در مقابل شما باشند، باعث میشود که در ذهن شما حک شوند و مسیر رسیدن به آنها ساخته شود. میتوانید برای خود یک تابلوی آرزوها تهیه کنید. تابلویی که تمام رؤیاهای خود را بر روی آن نصب کنید. عکسهای مختلف را از اینترنت جمعآوری کنید، حتی میتوانید خودتان عکاسی آنها را بر عهده بگیرید و تصاویر مد نظرتان را تهیه کنید. مرتب به آنها نگاه کنید و در ذهن خود تصویرسازی انجام دهید تا تبدیل به باور شود.
صدای خود را ضبط کنید
یکی از روشهای بسیار خوبی که میتوانید برای تغییر باورهایتان از آن استفاده کنید، این است که یک فایل صوتی از خود ضبط کنید و در آن جملات تأکیدی مثبت و جملات انگیزشی را تکرار کنید، سپس مرتب به این فایل صوتی گوش دهید. تکرار مداوم این کار باعث میشود جملاتی که تکرار میکنید در ذهن شما نقش ببندند. این روش یکی از بهترین روشهایی است که برای تغییر باورها میتوانید از آن استفاده کنید. اغلب روانشناسان از این روش برای کمک به مراجعهکنندگان خود استفاده میکنند.
بنویسید تا اتفاق بیفتد
نوشتن یکی از بهترین روشهایی است که میتوانید برای به واقعیت پیوستن باورهایتان از آن استفاده کنید. حتی در این رابطه کتابی وجود دارد که به شما تأکید میکند قدرت یک قلم، از هزاران کلمه بیشتر است. میتوانید اتفاقاتی را که دوست دارید برای شما رخ دهد بنویسید و یا حتی جملات مثبت را بر روی کاغذ یادداشت کنید. آنها را در جایی قرار دهید که مرتب جلوی چشم شما باشند، هر بار که از کنار آنها عبور میکنید با صدای بلند آنها را بخوانید. این کار کمک میکند تا تبدیل به یک باور قدرتمند در ذهن شما شوند و باورهای منفیتان را از بین ببرند. متنی در مورد آیندهی خود بنویسید و هر روز آن را ببینید. میتوان گفت اگر انسان به تواناییِ انجام هر کاری باور داشته باشد، آن باور میتواند انرژی و توان، و مهارتِ لازم را برای انجام آن کار ایجاد کند. باور داشته باشید موفقیت تمام شدنی نیست و همهی مردم جهان از آن سهمی دارند. منابعِ جهان، لایتناهی است. برای همه به یک مقدار هست.
شما در فراوانی زندگی میکنید.
لطفاً تصور کنید که شما در فراوانی هستید!
لطفاً تصور کنید!
آیا این کار سختی است؟
پس لطفاً از امروز در دنیای فراوانی زندگی کنید و نه در کمبود و محدودیت و رو به زوال و نابودی. ببینید در دنیای اینترنت هر روز میشنویم فردی با برند جدید و یا سایت متفاوتی وارد شد و به موفقیتهای بزرگ دست یافت. این درحالی است که عدهی بسیار زیادی هم وارد نمیشوند. چرا؟ چون تصور می کنند مارکت پر شد و دست زیاد شد و فرصت پایان یافته. کدام باور را قبول کنیم؟ کدام باور را اجرایی میکنید؟ جهان را مخزن تمام نشدنیِ موفقیت فرض کنید. هر کس میتواند هر چقدر بخواهد از آن بهره ببرد.محدودیت در ذهن شماست. در کودکی آن را در ذهن همهی ما کاشتهاند. باور کنید هیچ محدودیتی در بیرون از ذهن شما وجود ندارد. این باور را در خود زنده نگه دارید که موفقیت دیگران، هرگز موفقیت شما را محدود نمیکند. انسان موجودی تأثیرپذیر است و القائات خوب یا بدى که در ضمیرش نفوذ میکند میتواند در وى اثر گذاشته و آگاهانه یا ناآگاهانه او را وارد همان مسیر کند. اما توجه به منشأ افکار و تلقینها و نحوهی صحیح تلقین پذیرى، موجب می شود که انسان در مسیر تعالی و تکامل خود، به شکلی عالمانه حرکت نماید.
بنابراین خوب توجه کنید:
افکار، اعمال، گفتار و تلقینهای افرادی که با آنها ارتباط داریم مخصوصاً کسانی که بسیار به ما نزدیک هستند، تأثیر زیادی بر زندگیمان دارد و میتواند کارهایمان را تحت تأثیر قرار بدهد. اگر این تلقین از سمت افراد دیگر منفی باشد، به شدت میتواند انگیزه ما را از بین ببرد.
با افراد همسو با باورهای خود، زمان خود را بگذرانید.
چون انسان موجودی “تـأثـیـرپـذیـر” است و القائات خوب یا بدى که در ضمیرش نفوذ میکند، میتواند در وى اثر گذاشته و آگاهانه یا ناآگاهانه او را وارد همان مسیر کند. اما توجه به منشأ افکار و تلقینها و نحوهی صحیح تلقین پذیرى، موجب می شود که انسان در مسیر تعالی و تکامل خود، به شکلی عالمانه حرکت نماید.
یک نکته هم داخل پرانتز بگویم، خوب است که مرور شود.
زمانی که نقلقولی از دیگران را، بارها بر زبان جاری میکنیم، باعث بالا رفتن سطح باورپذیری آن می شود و در نهایت موجب به قضاوتی است که با عنوان “تـهـمـت” شناخته می شود. بنابراین، آدمها در طول شبانه روز حرفهای بسیاری میزنند (تلقینهای زیادی به ما میشود) این وظیفهی ماست که ورودیهای ذهن خودمان را مدیریت کرده تا منجر به یک باور غلط نشوند. چون تفکر آدمی همواره درست و منطقی نیست. ما آدمیان، با اینکه بر تفکرِ دقیق و ظریف تواناییم، به همان اندازه هم در معرض بروز تحریفات و غرضورزیهای بسیاری، در فرآیند فکری خویش هستیم. باورها نقش مهمی را در زندگی ما ایفا میکنند، زیرا بسیاری از موفقیتها و شکستهای زندگیِ هر فرد، ناشی از باورهای درونی او است. باور، تأثیر بی نظیری در انجامپذیری و یا انجامناپذیری اکثر تصمیمات ما دارد. باور در واقع همان ذهنیتی است که در تفکر ما و ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد. باور یک نوع پیشنمایش ذهنی (با نگرشی مثبت یا منفی) در رویارویی با رخدادها، افراد و انجام امور مختلف است. باور یعنی تکرار مداوم یک تفکر در طول زمان. اگر زندگیِ ایدهآلی دارید که از هرگونه نگرانی، ترس، فقر و خیانت به دور است، بدانید که زندگیِ خوبِ خود را مدیون باورهای درست خود هستید. اما اگر زندگیتان بابِ میلتان نیست و شرایط اقتصادی و خانوادگیِ خوبی ندارید، بدانید که باورهای شما باورهای درستی نیستند. البته این امکان وجود دارد که باورهای شما در مورد جنبهی خاصی از زندگیتان مثبت و باورهایتان در جنبه دیگری منفی باشد.
مثلاً ممکن است شخصی باورهای مثبتی درباره روابطش داشته باشد اما باورهای منفی در مورد ثروت داشته باشد. چنین شخصی علیرغم درگیر بودن با فقر، میتواند روابط خوبی را تجربه کند و برعکس. قدرت باور که اغلب بهعنوان ایمان و اعتقاد نیز شناخته میشود، قدرتمندترین و خلاقترین نیرو در جهان است. ایمان و باورهای هر انسانی در رسیدن به موفقیت و پیشرفت، در زندگی او نقش مهمی را بر عهده دارد.
باور اگر با اطمینان و یقین همراه شود، به آن “ایـمـان” گفته میشود. ایمان نیرویی شگفتانگیز است و بر ذهن انسان بسیار تأثیرگذار است. در رابطه با ایمان، در پُستی جداگانه صحبت خواهیم کرد. انرژی لازم برای دستیابی به اهداف گوناگون از باورهای مثبت انسان تأمین میشود.
ویلیام جیمز گفته است:
“بزرگترین و مهمترین کشف تاریخ بشریت، که سرنوشت انسان ها را بر کره خاکی دستخوش تغییر کرده است، این است: کشف قابلیتِ تغییرِ زندگیِ انسان، فقط با تغییر افکارش” بنابراین باورهای شما در واقع پلی برای رسیدن به پیشرفت و موفقیت یا شکست و ناکامی در زندگیتان میباشند. کنترل شرایط گوناگون زندگی و رسیدن به موفقیتهای بیشتر، نیاز به افزایش باورهای مثبت و تغییر نگرش و تغییر باورهای منفی دارد. چیزی که ما اساساً در مورد خودمان باور داریم، منجر به تصمیمگیری در شرایط گوناگون زندگی میگردد و تجربههای مختلف در لحظههای گوناگون را ایجاد میکند. باورهای ما تحت تأثیر عوامل شخصی و یا محیطی قرار دارند و از این طریق رفتار ما را شکل و تغییر میدهند.
از خداوند بزرگ بهترین باورها را برای خویشتنتان و زندگیتان درخواست دارم.
انشاالله که همه عاقبتبهخیر شویم.
زیر سایه حق، پیروز باشید و موفق.


