ذهن شناسی بخش سوم

ذهن شناسی بخش سوم

اولین چیزی که ما در این هستی مالک آن می‌شویم بدنمان است و دومین آن “ذهنمان” است. مالکیت تمام آن به ما داده شده است و عقل باید مسلط به ذهن باشد.

توجه کنید:

ذهن سرزمینی است که ما انسان‌ها در آن خـدایــی می‌کنیم و می‌آفرینیم. ذهن آدمیزاد فضایی است بسیار هوشمند و آماده دستورپذیری. طوری که کلام روزانه ما و اعمال و رفتار و کلام سایر آدم‌ها، حتی ذره‌ای بو، لحظه‌ای نگاه به چیزی، باعث می‌شود تا در فضای ذهن، شکل و بنا و تصوری ساخته شود. ما بخواهیم یا نخواهیم در ذهنمان رها شده و شناوریم. قلمرو ذهن بیکران است و ابتدا و انتهایی ندارد.

خـداونـد در قــرآن فرموده:

“مـن هـر چـه را بـخـواهـم فـقـط بـه آن مـی‌گـویـم مــوجــود بـاش و آن چـیـز بــی‌درنـگ مـوجـود مـی‌شـود“

همان فضای هوشمندی که تحت فرمانروایی خداوند است، نمونه‌ی کوچک شده‌ و محدودش را برای ما طراحی کرده تا هر چه را می‌خواهیم، ذهنمان بیافریند و اجرا کند. اگر مغز ما سخت‌افزار باشد پس ذهن ما می‌تواند نرم‌افزار باشد. ذهن انسان با استفاده از سیستم عامل خود (یعنی عقل و مغز) اطلاعات را جمع‌آوری، ذخیره و مدیریت می‌کند. مردم به همان اندازه که در جهان موقعیت‌ها و رویدادها زندگی می‌کنند، در جهان ذهنی‌شان نیز زندگی می‌کنند.

انسان از سه قسمت تشکیل شده است. این تقسیم‌بندی از نگاه‌های عصب‌شناسی(و روانکاوی به نام زیگموند فروید) به وجود آمده است. فروید معتقد بود که ذهن انسان از سه قسمت منطقی و مفهومی به نام‌های ضمیر خودآگاه، ضمیر نیمه خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه به وجود آمده است؛ که هر کدام از این قسمت‌ها در ذهن، عملکردها و فرآیندهای متفاوتی را به خود اختصاص می‌دهند. در بالاترین قسمت، ضمیر خودآگاهِ ما وجود دارد که وظیفه تحلیل اطلاعات و ورودی‌های ذهن را بر عهده دارد و همیشه با منطق، به دنبال استدلال موضوعات می‌باشد. در قسمت میانی، ضمیر نیمه خودآگاه وجود دارد که این ضمیر، جزئی از ضمیر ناخودآگاه در نظر گرفته می‌شود و وقتی ما صحبت از ضمیر ناخودآگاه می‌کنیم منظورمان مجموعه‌ای از ضمیر نیمه خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه می‌باشد. ضمیر ناخودآگاه به عنوان مهم‌ترین و شاخص‌ترین قسمت در ذهن انسان می‌باشد که وظیفه عملکردها و فعالیت‌های اصلی و حیاتی ما را بر عهده دارد. این عملکردها شامل: تنظیم فشار خون، تنفس و همه مکانیزم‌هایی که مرتبط با بقا و حیات ما در این جهان هستند می‌باشد. به همین دلیل ضمیر ناخودآگاه دارای جایگاه بسیار عظیم، با داده‌ها و منابع بسیار بی‌نهایت می‌باشد.

تمام محتویات و اجزایی که ساختار ذهن انسان را شکل می‌دهند از حواس پنج‌گانه ما وارد می‌شوند. ما از طریق حواس پنج‌گانه که شامل دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوئیدن و چشیدن می‌شود، دنیا و جهان اطراف خودمان را درک می‌کنیم و به آن معنا می‌دهیم. احساسات ما حالت‌های ذهنی ما هستند. الآن شما چه حالی دارید؟ ذهن شما، از هر حالتی که اکنون یا چند دقیقه بعد خواهید داشت، جداست. هر حالتی گذراست و به قول حضرت علی(ع) هـیــچ حـالـتــی دائـمــی نـیـسـت. ذهن در همه حال استقلال و هویت ویژه خود را دارد. یعنی تمام پدیده‌های ذهنی(ادراک، تصورات، تخیل، حافظه، زبان و غیره) و تمام حالات ذهنی(غم، شادی، عشق، خشم، کینه، ترس، غرور و غیره) لزوماً ذهن نیستند و برعکس آن نیز صادق است. یعنی ذهن ما لزوماً پدیده‌ها و حالات ذهنی ما نخواهد بود. ما فکر می‌کنیم چون ذهن ما بخشی از وجود ماست، پس قاعدتاً بایستی طرفدار ما باشد؛ در صورتی که این‌طور نیست.

ذهن ما نه طرفدار ما و نه دشمن ماست. یک فضا و بستر است برای دوست و دشمن(همانند زمین) موضوع، “انتخاب” ماست. ما انتخاب می‌کنیم که در این فضا و بستر، دوست‌ها با ما همراه باشند یا دشمن‌ها. ما انتخاب می‌کنیم که محبت کنیم یا بجنگیم. همه چیز “انتخاب” است. عجله نکنید و به این قسمت هم توجه کنید: متأسفانه اکثر انتخاب‌های ما “خودآیند” هستند و ناشی از انتخاب آگاهانه و خودآگاه ما نیستند. ما به خود که می‌آییم می‌بینیم انتخاب کردیم و حالا مرورش می‌کنیم. چون ذهن آزادترین جای دنیاست و افکار، ویژگی خودآیندی دارند و متناسب با هر فکری، احساسی و حالتی در ما ایجاد می‌شود، ما به اشتباه تمامی افکارمان را جدی می‌گیریم و متناسب با آن‌ها احساسات ما و اعمال و انتخاب‌های ناخودآگاه ما فعال می‌شوند. و هدف ما از این مقاله و مقالات بعدی همین است که نگذاریم افکار ما، تمامیت ما شود. چون در ذهنِ افراد عادی، کارها در حالت خودکار به انجام می‌رسد. به این شکل که افکار به ذهن خطور می‌کنند، احساسات و هیجان‌ها ظهور می‌کنند و ما به طور ناخودآگاه واکنش نشان می‌دهیم و اعمال ما و تمامی کارهای ما، طبق این هیجانات و احساسات انجام می‌شود.

معمولاً افراد در زمان حال نیستند، زیرا به این فکر می‌کنند که در آینده دور یا نزدیک چه رویدادهایی رخ می‌دهد یا اوضاع چگون باید باشد؛ یا رویدادهای گذشته را دائم در ذهن خود دوباره و دوباره مرور می‌کنند. و به همین علت است که بیشتر آدم‌ها، ناآرام و ناراضی هستند. به نظریات غیرواقعی اکتفا می‌کنند و به قول خـداونـد از گمان‌های خود پیروی می‌کنند و باعث می‌شود گمراه شوند. روی افکار خود خیلی حساسیت نشان می‌دهند و سعی می‌کنند از تجربه‌های منفی پرهیز می‌کنند.

مقالات مرتبط …

ذهن شناسی بخش چهارم

ذهن شناسی بخش چهارم

ذهن سناسی بخش چهارم ما باید طریقه کارکرد ذهن خود را بشناسیم. ما افکاری داریم که به طور “خودآیند” به ذهنمان خطور...

ذهن شناسی بخش دوم

ذهن شناسی بخش دوم

ذهن شناسی بخش دوم ما تا این‌جا را فهمیده‌ایم که ذهن بزرگترین سرمایه و فضای بشر است. سرمایه‌ای که متناسب با استفاده‌ای...

ذهن شناسی

ذهن شناسی

ذهن شناسی چگونه بدانیم که ما تنها یک “ذهن” نیستیم؟ یا دچار توهم نیستیم؟ چطور بدانیم ما امروز همان شخصی هستیم که دیروز...